میگويی باران را دوست دارم اما وقتی باران میبارد چتر به دست میگيری! میگويی آفتاب را دوست دارم اما زير نور خورشيد به دنبال سايه میگردی! میگویی باد را دوست دارم اما وقتی باد میوزد پنجره را میبندی! حالا درياب وحشت مرا وقتی میگويی دوستت دارم...
برچسب:
نویسنده: ستایش جعفرینژاد